![]() |
![]() |
|
باغبان من باش چه نرم و لطيف ميرويد در جهان انديشه ام تنپوش آبي آرزوهايت! و چه بيقرارند در نوازش باد ،گيسوانت. گونه هايت ژرفاي آسماني است که بي هيچ ستاره تو را درخشيد. و چه زلال چشمه هايي که تو را جوشيد و پايدار ،زميني که از شهد لب نرم و لطيف مي آيي سبز و خرامان و چه آهسته بر مي فرازي رويش قامت ام را بر جنگل سبز ديدگانت. با غبان من باش! من آن نگاه سبز ياس سپيدم. رويشي بي دغدغه بر سنگ بوته هاي عقيق و گلوگاه فرياد يک غرور بر آواز هاي مغموم حنجره ات . بر آستان مخمل ديدگانت مرا فرياد کن و بر شمعداني گل هايت مرا برويان و باغبان من باش .
|
|
+ نوشته شده در
دوشنبه 3 مهر1385ساعت 10:20 بعد از ظهر توسط عبد |
|
چشمانت را براي زندگي مي خواهم
اسمت را براي دلخوشي مي خوانم دلت را براي عاشقي مي خواهم صدايت را براي شادابي مي شنوم دستت را براي نـــــــــــوازش و پايت را براي همراهي مي خواهم عطرت را براي مستي مي بويم خيالت را براي پرواز مي خواهم و خودت را نيز براي پرستش |
|
+ نوشته شده در
دوشنبه 3 مهر1385ساعت 10:18 بعد از ظهر توسط عبد |
|
|
صفحه نخست پست الکترونیک آرشیو وبلاگ عناوین مطالب وبلاگ |
| درباره وبلاگ |
سلام به تمامی دوستان به خصوص مشهدی های عزیز
مدیریت این وبلاگ توسط من(عبد) میباشد.دوستان در این وبلاگ میتونن هر چی می خواهد دل تنگشان بگو یندو بشنو ند(البته دوست داشتنو فراموش نکنند) و در پایان برای همگی شما آرزوی موفقیت دارم و 1 خواهش :نظرات فراموش نشه با تشکر از همه ی عزیزان عبد |
| پیوندهای روزانه |
|
مسافر تنها مسافر تنها آرشیو پیوندهای روزانه |
|
RSS
|