![]() |
![]() |
|
دردم را به شمع گفتم،آنقدر گریست که از گفته خود پشیمان شدم به خورشید گفتم،آنقر تابید که تمام نیلوفرهای آبی خشک شدند به دریا گفتم،چنان خروشید که تمام زمین را بلعید و من اکنون در ژرفای دریای بی حاصل در تاریکی محض،جایی که آب دردهایم را شکسته است به امید آسمان آبی،خورشید طلایی و کویر داغ و ستاره ها تا بی نهایت پیش می روم
|
|
+ نوشته شده در
دوشنبه 12 دی1384ساعت 8:10 بعد از ظهر توسط عبد |
|
من هنوز در به در شهر غمم شبم از هر چی شبه سياه تره زندگی زندون سرد کينه هاست دشئه رو دلم زخم هزار تا خنجره هيچ وقت شور شوق تو رو تو اون شب دلگير بارونی.... اون شب سرد لعنتی پاييز واسه ديدنم فرا موش نميکنم... که چه جور عاشقونه با موتور پشت در خونه ايستادی و من چه جور از روی شرم و حيا تو رو از پشت پنجره ی تنهاييهام نگاه ميکردم و همين سايه ی من برای صبح کردن شبت کافی بود افسوس که زود گذشت و جای اون دل پر احسا س و مهربون سنگ و بی معرفتی گرفت و حالا اون سايه با وقاحت تمام در چهار چوب پنجره به ديدن ستاره ها و به اميد بر گشت اون روزها اشک ميريزد... تو ای اه سينه سوز ترين رهايم کن تو ای عشق جان فراز بيا و صدايم کن بيا با شکسته دل تو مهربانی کن بيا با نوای جان تو همزبانی کن |
|
+ نوشته شده در
دوشنبه 12 دی1384ساعت 7:55 بعد از ظهر توسط عبد |
|
|
هرکس مایل هست ما باهاش صحبت کنیم ایدی خودشو تونضراتش بزاره قابل توجه نازنین خانم |
|
+ نوشته شده در
دوشنبه 12 دی1384ساعت 7:48 بعد از ظهر توسط عبد |
|
|
هزا
![]() |
|
+ نوشته شده در
دوشنبه 12 دی1384ساعت 7:39 بعد از ظهر توسط عبد |
|
![]() |
|
+ نوشته شده در
دوشنبه 12 دی1384ساعت 7:36 بعد از ظهر توسط عبد |
|
اگه بدونی چقدر بهت نیاز دارم اشک می شدی و تو چشام جاری می شدی
خدا کند بدانی چقدر محتاجست نگاه خسته ی من به دعای چشمانت
|
|
+ نوشته شده در
یکشنبه 11 دی1384ساعت 1:25 بعد از ظهر توسط عبد |
|
|
|
+ نوشته شده در
یکشنبه 11 دی1384ساعت 1:23 بعد از ظهر توسط عبد |
|
|
نگاهم كرد: درنگاهش هزاران شوق عشق خواندم نگاهم كرد: بعدها فهميدم كه فقط نگاهم كرد
|
|
+ نوشته شده در
یکشنبه 11 دی1384ساعت 1:20 بعد از ظهر توسط عبد |
|
|
ابی از صدای عبرو تعريف کرد و گفت دوست داره که در سفر بعدی يک آهنگی رو دو صدائه اجرا کنن که يا در کنسرت خوانده باشه يا که ضبط و نشر بشه. |
|
+ نوشته شده در
یکشنبه 11 دی1384ساعت 1:7 بعد از ظهر توسط عبد |
|
|
صفحه نخست پست الکترونیک آرشیو وبلاگ عناوین مطالب وبلاگ |
| درباره وبلاگ |
سلام به تمامی دوستان به خصوص مشهدی های عزیز
مدیریت این وبلاگ توسط من(عبد) میباشد.دوستان در این وبلاگ میتونن هر چی می خواهد دل تنگشان بگو یندو بشنو ند(البته دوست داشتنو فراموش نکنند) و در پایان برای همگی شما آرزوی موفقیت دارم و 1 خواهش :نظرات فراموش نشه با تشکر از همه ی عزیزان عبد |
| پیوندهای روزانه |
|
مسافر تنها مسافر تنها آرشیو پیوندهای روزانه |
|
RSS
|